تبليغاتX
به وبلاگ me خوش آمدید

                                                  تاريخ

                                   مازندران – سوادكوه – قائمشهر

                  اگر اصفهان نصف جهان است             بهشت رو زمين مازندران است

مازندران،سرزمينی تاريخی سرسبز و پهناور در شمال ايران ميباشد.

نام سابق و اصيل آن طبرستان بود.

طبرستان سرزمين تپورها بوده و به همين دليل آنجا را تپورستان نام كردند.

كه بعدها به تپرستان و سرانجام به طبرستان تبديل شد.        

نام آن همواره توسط شعرای بزرگ همچون فردوسی به عنوان زادگاه پهلوانان

 و ديار يلان و سرزمين سبزی و خرمی ياد شده است.اسطوره ی جنگ رستم با

 ديو سپيد در مازندران،خود تأييد اين واقعيت است كه جنگلهاي انبوه از

همان روزگاران كهن،طبرستان را پوشانده بود و به دليل نرسيدن آفتاب

زياد به مردمان آن،پهلوانان آنجا به ديو سپيد معروف بودند.

نزديك بودن آن از شمال به دريای مازندران و از جنوب به ارتفاعات

 البرز تا بلنديهای امامزاده هاشم و قلل مرتفع سوادكوه سبب گرديده بود

 كه كمتر راهی به آنجا وجود داشته باشد و همينطور ريزش باران ، هوای

مه آلود و كوههای ياد شده مانند سپر سرزمين طبرستان را در برابر نفوذ

 بيگانگان،محفوظ نگه داشته است.

مازندران به قول مورخين بزرگ آباد شده به دست طهمورث و هميشه

عرصه ی حوادث بزرگ تاريخی و

بارگاه بزرگان ايران بوده است - ماز يا موز نام كوهی است در سرزمين

 مازندران كه آن صفهات را اهالی،

موز اندرون گفته اند و به همين جهت مازندری به معنی پشته و تپه و كوه

آمده است- كوه مذكور از حدود گيلان تا جاجرم كشيده شده و پوشيده از

جنگل بوده است.هريك از پهلوانان و بزرگان قديم،برای ايجاد بلاد

جنگلها را تراشيده و به مرور شهرهايی ايجاد كرده اند كه از جمله بنا به

 داستانهای باستانی در مقدمه آنها طهمورث بوده است،همچنين قديمی ترين

 شهر مازندران را لاريجان می دانند كه « فـريدون » بزرگ شده

آن شهر بوده است.                                   

                                                                  1

 

 

سوادكوه:سواد كوه به اسم يكی از جبال مشهور آنجا به نام سوات موسوم شده و

آن كوه واقع است در جنوب

شرقی چرات(چرات يكی از دو محال سوادكوه فعلی است) كه اهالی قديم ناحيه

 مذكور آنرا سوات كوه می گفتند كه بعدا  ت  منقوط به  د  گرديده است.

در روایات شاهنامه فردوسی و اوستا، كتاب دینی پیروان آئین زرتشت آمده است

كه سوادكوه در گذشته محل زندگی انسانهای متمدنی بوده كه آئین دیوسنائی

 داشته و با اشو زرتشت دشمنی می ورزیدند.

ساكنین این ناحیه بدلیل وضعیت طبیعی منطقه در بدو ورود سپاهیان

مسلمان به ایران، سالیان متمادی با آنها و عوامل خلفای اموی مبارزه كرده

 و حتی تا قرن چهارم هجری بزبان پهلوی سخن می گفته و با خط پهلوی

 كتابت می كرده اند. كتیبه ای نیز به خط پهلوی ساسانی در بنای باستانی

 برج لاجیم بر جای مانده مربوط به قرن پنجم هجری قمری است.

عده ای از محققین نیز معقدند كه نام سوادكوه با تغییر واژه كهن فرشوادگر

 به فرشواد كوه سپس تبدیل آن به سوادكوه پدید امده است.

پادشاهان باوند اسپهبدان از 45 تا 397 ه.ق. باونديان به سبب حكومت

در جبال مازندران يعني قسمت هاي سوادكوه و دودانگه كنوني ساري ( فريم)

 ملك جبال خوانده مي شدند. مشهور ترين ملوك اين سلسله «باو» نوه

« كيوس» برادر انوشيروان ساساني ، اسپهيد شروين پسر سرخاب شهريار پسر شروين بودند.

سوادكوه از قديم تا كنون به دو بخش« ول او پی » و«راست او پی» تقسيم شده است.

 دهستان راستوپی از مجموعه كوههائی تشكیل شده كه بلندترین نقطه

آن بنام قله قدمگاه، 3651 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد.

 حوزه ارتفاعات و دره های شلفین نیز منطقه ولوپی را تشكیل می دهند

 كه ارتفاع آنها از جنوب به شمال و

 متمایل به شرق كاسته شده و بلندترین نقطه این ناحیه نیز 3500 متر از

 سطح دریا ارتفاع دارد. شهر آلاشت در ارتفاع 1800 متری شیب شرقی

 این ناحیه واقع شده است. از نظر سوابق فرهنگی نیز منطقه سوادكوه

دارای پیشینه ای بسیار روشن در ایران بوده و شخصیت های بزرگی را در

 علوم مختلف به جامعه علمی كشور تقدیم كرده است.از جمله اين شخصيتها

می توان:تيمسار احمدی،استاد حبيب الله بديعی،امير مؤيد سوادكوهی باوند

و ... را نام برد.

ساكنين سوادكوه از طوايف متعددی تشكيل می شده اند كه معروف ترين

آنها چهار طايفه بوده است:

الف)طايفه آلاشتی كه در آلاشت و لفور و قسمتی در بابل كنار سكنی دارند

ب) طايفه ی زيرابی  كه در طرفين خطوط شوسه و ايستگاههای مهم

زيراب و شيرگاه و در اطراف انشعابات

رودخانه ی ولوپی زندگی می كنند.

                                                                  2

 

 

ج)طايفه شورمستيها و سرخ آبادی در دهليز پلسفيد الی گدوك سكنی داشتند.

از بناهای تاريخی سوادكوه ميتوان:

پل شاپور،غار اسپهبد خورشيد،برج لاجيم، سر و همچنين

از نقاط زيبا و بی نظير آن:سه خط طلا،پل ورسك،

پل اوريم،كمرپشت،درياچه شورمست، قدمگاه و دراسله را نام برد.

قائمشهر: قائم‌شهر حدود ۶۰ سال قبل روستایی به نام علی آباد

 و از توابع ساری بود. جمعیت آن چند صد نفر

بود و روزهای چهار شنبه در آن بازار هفتگی برپا می‌شد.

 از سال ۱۳۰۸ به تدریج کارخانه‌های صنعتی در

این شهر احداث شد. و این عوامل و نیز احداث راه آهن سراسری

 موجبات توسعه آن را فراهم آورد.در سال

 ۱۳۱۴ علی آباد به شاهی تغییر نام یافت. در سال ۱۳۵۷ در

 انقلاب اسلامی قائم‌شهر نامیده شد. از آثار تاریخی

 و اماکن مذهبی قائم‌شهر، می‌توان چندین امامزاده از جمله

امامزاده محمد در جاده کیاکلا، آرامگاه شیخ طبرسی

 در دهستان بالا تجن و تپه‌های باستانی به ویژه تپه باستانی گردکوه

 در جمنان را نام برد که همراه با پوشش

 جنگلی جنوب رودخانه‌ها و سواحل دریا،جاذبه‌های چشمگیری ایجاد کرده اند.

 نسبت به وسعتش پر تراکم‌ترین

شهر مازندران به حساب می‌آید. علت این تراکم هم صنعتی بودن این شهر است.

قائمشهر با 10 درصد جمعيت استان و عمدتاًُ شهرنشين ،

 احتمالاً محل زندگي اقوام تپوري بوده و در تاريخ به نام

 جمنو، چمنو، جمنان،علي آباد،شاهي و قائمشهر خوانده شده

و مراكز تاریخی آن عبارتند از : تپه باستاني طالقاني ،

 برج آرامگاهي سيد محمد زرين نوا و سه تپه باستاني گردكوه جمنان.

 شهرستان قائم شهر براساس شواهد و قرائن

 از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف رضا و یا آرامگاه

علامه فقیه شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و

 فرهنگ قبل از قرن ششم هجری خبر می‌دهد و با توجه به

سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه

با نام علی آباد نهاده شد که شامل قریه‌ای با واحدهای تجاری

 و مسکونی در حوالی میدان طالقانی امروزی و

محله‌هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر

 چمنو(جمنان فعلی) قادیکلا و کوچکسرا در حاشیه بوده است که

 بعد از انقراض دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی

 به لحاظ موقعیت خاص منطقه‌ای (محل عبور کاروانهای

 تجارتی و زیارتی از استان‌های همجوار مانند تهران گیلان و خراسان).

 حکومت آن زمان را بر آن داشت که در

 شهر واحدهای صنعتی کوچک و بزرگ از قبیل کارخانجات نساجی

و گونی بافی و چوب بری و شالیکوبی دایر کند.

این مسائل باعث شد که مردم از اطراف و اکناف و سایر ولایات کشور

 به این سامان مهاجرت نمایند و نهایتا در سال

 ۱۳۱۳ علی آباد تبدیل به شهرستان شاهی شد و در این مقطع از زمان

 با احداث راه آهن سراسری و توسعه صنایع

 نساجی در این شهرستان کم کم به جمعیت و توسعه عمرانی و ساخت

و ساز شهر افزوده شد. پس از انقلاب نام این

 شهرستان به قائم شهر تغییر یافت و امروز به عنوان یک شهرستان

استراتژیک جغرافیایی از نظر ارتباطی اهمیت

 زیادی دارد. راه آهن سراسری در شمال وارد این شهر شده و سپس

 تا گرگان ادامه می‌یابد. راههای اسفالته این شهر

                                                                            3

 

 از فیروزکوه و همچنین ازآمل به تهران متصل است. اشتغال مردم شه

ر بیشتر در امر صنایع ماشینی است.

کارخانه‌های نساجی٬ گونی بافی٬ کنسرو سازی٬ فرش بافی٬ دستمال

بافی حریر و پنبه پاک کنی در این شهر وجود

 داردكه بايستي شهرك صنعتي بشل را هم به آن اضافه نمود.

ولی قابل ذکر است که بعلت عدم مدیریت صحیح سالیانی است که این

 شهر از رونق افتاده و کارخانجات ان رو به

 تعطیلی رفته مهاجرت معکوس از این شهر به جاهای دیگر شروع شده است.

از روستاهای مهم قائمشهر می توان:قاديكلاء،قراخيل،ملك خيل،صنم حاجيكلا،

خطيركلا،آهنگركلا بيشه سر،

سارو كلا،سنگ كتی،چفته كلا،افرا ، ملك كلا و قلزم كلا را نام برد.

شهرستان قائم شهر از شمال به جويبار،از خاور به ساري، از جنوب

 به سوادكوه و از باختر به بابل محدود می شود.

اما بيشترين وابستگی را به سوادكوه دارد.در واقع مردمان اين دوشهرستان،

اكثرا باهم فاميلند.دليل اين امر نيز  توسعه

و پيشرفت قائمشهر به دليل وجود بازار هفتگی و نساجی در آن بود كه

از ديرباز تاكنون بخشی از مردم سوادكوه را

به سمت خود كشاند و می كشاند.دليل ديگری كه اين فاميليت را بوجود آورد،

وجود معادن زياد از قبيل زغالسنگ،

سنگ سرب و فلوئورين می باشد كه كارمندان و كاركنان آن جمعی از

 سوادكوهی ها و قائمشهريها می باشند كه اين

امر نيز باعث نزديكی اين دو طايفه با هم می باشد.

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنج شنبه12/7/1387 توسط رضا احمدی كمرپشتی.

  منابع:    

زندگی رضاشاه از سواد كوه تا ژوهانسبورگ:   خسرو معتضد                 

تاريخ مازندران:   اسمعيل مهجوری

http://ictghareh.blogfa.com/

م-خ

 

                          رضا شاه

رضا شاه 2

رضا شاه پهلوی در 24 اسفند ماه سال 1256

(ربیع‌الاول 1295 هجری قمری)

 در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد.

پدرش عباسعلی، سرهنگ فوج سوادکوه، و مادرش زهرا (نوش‌آفرین)

 که از مهاجرین قفقاز بود. پدربزرگ رضاشاه، مرادعلی

خان نام داشت که افسر ارتش بود که در محاصره هرات در

 سال 1227 کشته شده بود .

مراد علی خان هفت پسر داشت. پسر اول او چراغعلی خان

بود که درتهران زندگی می کرد و دارای مقامی در قشون بود.

 پسر دوم او نصرت الله خان نام داشت که یاور فوج ِ سوادکوه بود

 و رضاشاه چندی در زیر دست او خدمت کرده بود .

عباسعلی خان پدر رضا شاه فرزتد هفتم مراد علی خان بود.

عباسعلی خان مشهور به داداش بیک در سال 1193 خورشیدی

 در آلاشت متولد شده و در نوجوانی حرفه سپاهیگری را

 چون نیاکان خود پیشه کرده بود. عباسعلی خان در فوج

سوادکوه به حرفه سپاهیگری اشتغال داشت . وی با درجه نایبی

 در سال 1235 در جنگ سوم افغان شرکت کرد.

رضا شاه پهلوی از ازدواج دوم عباسعلی خان با نوش آفرین

 پا به عرصه وجود گذاشت لیکن عمرش چنان دراز نبود که

 شاهد برآمدن سرداری باشد که به ایران هدیه کرده بود .

وی شش ماه پس از تولد رضا شاه رخت به سرای باقی کشید .

رضا شاه به تشویق دایی خود ابوالقاسم بیگ در سال 1277

 خورشیدی همراه دائی خود مامور فوج سوادکوه شد لیکن

به دلیل ناسازگاری با نصرالله خان یاور فوج سوادکوه از

آن واحد استعفا داد و با پیوستن به کاظم آقا در فوج قزاق تا

 کودتای سوم اسفند 1299 در آن واحد خدمت کرد .

رضا شاه در فوج قزاق به علت دلیری و رشادت به سرعت

ترقی کرد. وی در این واحد در نبردهای فراوانی ازجمله سرکوب

سالار الدوله در سال 1290 به فرماندهی فرمانفرما شرکت داشت .

رضا شاه که از هرج و مرج و زبونی حکومت احمد شاه و نابسامانی

 ایرانیان به ستوه آمده بود در روز سوم اسفند ماه سال 1299 با

 قوای قزاق تحت فرماندهی خود و به همراه

 سیدضیاءالدین طبا طبائی –مدیر روزنامه رعد - وارد تهران شد

و ادارات دولتی و مراکز نظامی را تصرف کرد. در این

حرکت نزدیک به صد تن از درباریان و روحانیون بازداشت و

 زندانی شدند. احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ

 فرح‌آباد ‌گریختند و فتح‌الله خان سپهدار رشتی (نخست‌وزیر)

به سفارت انگلیس پناهنده شد.

سرانجام احمد شاه قاجار ناچار شد رضاشاه را به فرماندهی

 دیویزیون قزاق و وزارت جنگ و سیدضیاءالدین طباطبایی

 را به نخست‌وزیری منصوب کند. کابینه سید ضیاء

 (معروف به کابینه صدروزه) بزودی ساقط شد و سردار سپه

از احمدشاه فرمان نخست وزیری گرفت. پس از خروج احمد شاه

 از کشور رضا شاه برقراری یک رژیم جمهوری را در کشور در

 سر داشت لیکن زیر فشار روحانیون و مجلس شورای ملی و مردم

 از این نیت منصرف شد. مجلس شورای ملی در سال 1304 به

 پاس خدماتی که رضا شاه برای استقرار امنیت و تحکیم قدرت

حکومت مرکزی انجام داده بود مقام فرماندهی کل قوا را در کنار

 مقام نخست وزیری به وی اعطا کرد.

پس از خروج احمد شاه قاجار از کشور ، نمایندگان مجلس

پنجم‌ شورای‌ ملی‌ در روز 9 آبان 1304 خورشیدی ماده

واحده‌ای را تصویب کردند که به موجب آن احمد شاه از

 سلطنت خلع شد و حکومت‌ موقت‌ به " شخص آقای ‌رضاخان پهلوی"‌

 سپرده شد و "تعیین تکلیف حکومت قطعی" به مجلس مؤسسان

 واگذار شد. سپس با تشکیل مجلس‌ موسسان، در 21 آذر 1304،

سلطنت ایران‌ به‌ "اعلیحضرت‌ رضا پهلوی" واگذار شد.

در بیست و چهارم آذرماه سال 1304 خورشیدی،

 رضاشاه پهلوی در مجلس شورای ملی حاضر شد و با ادای سوگند

 به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف سلطنت را

 به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در 4 اردیبهشت ماه

 1305 انجام شد.

هنگامی که رضا شاه پهلوی بر مسند سلطنت نشست،

جهان در میانه دو جنگ جهانی نفسی می‌کشید.

 رضاشاه پهلوی، برنامه گسترده‌ای را برای سامان اداری و

 اقتصادی کشور به دست گرفت. ایران فاقد نظام اداری،

ارتش منسجم، راه، نظام بانکی و اقتصادی مدرن بود و شیوه

ملوک الطوایفی جایی برای قدرت مرکزی نگذاشته بود.

از منظر بین‌المللی نیز شرایط، چندان آرام نبود.

ایران در محاصره نیروهای بزرگ، روسیه در شمال و انگلیس

 در جنوب بود. انگلیس می‌کوشید از ایران به عنوان راهی برای

 سلطه‌جویی‌ خود در هند و خاور دور بهره بگیرد. در روز سوم

 شهریور 1320 نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از

 جنوب به بهانه حضور اتباع آلمانی در ایران به ایران حمله کرده و

به سمت تهران آمدند.

رضا شاه که تاب مشاهده اشغال ایران را نداشت برای آرام

 کردن اوضاع ناچار به استعفا شد و سر انجام با مساعی شادروان

محمد علی فروغی و به رغم مخالفت انگلیس سر انجام متفقین با

جانشینی او بوسیله فرزندش محمد رضا شاه موافقت کرده و او به

 سلطنت رسید .

دولت انگلستان که از اقدامات ضد استعماری رضا شاه پهلوی

 ناخشنود بود وی را تحت نظر از بندرعباس با کشتی خارج کرد

 و آن سردار بزرگ با دلی پر خون و در حالی که چنگی از خاک

 ایران را با خود داشت آن بندر را به مقصد جزیره موریس که

 انگلیسها برای تبعید او در نظر گرفته بودند ترک کرد .

 رضا شاه پهلوی که به علت آب و هوای نامساعد آن

 جزیره بیمار شده بود پس از مکاتبات و گفتگوهای طولانی

 با مامورین انگلیسی سرانجام موفق شد که از آن جزیره بد آب

 و هوا به شهر ژوهانسبورگ در افریقای جنوبی منتقل شده و تحت

 نظر قرار گیرد . رضا شاه پهلوی همچو فرزندش دور از وطن

 در روز 4 مرداد 1323 در ژوهانسبورگ درگذشت. پیکر رضا

شاه پهلوی سپس به مصر منتقل و پس از تشییع با تشریفات

رسمی در آنجا به امانت گذارده شد . در اردیبهشت ماه سال

1329 پیکر مومیائی شده سردار به خاک میهن بازگردانده شد

و پس از انتقال به حضرت عبدالعظیم در آرامگاهی که ویژه او

 بنا شده بود به خاک سپرده شد

خدمات رضا شاه پهلوی

رضا شاه پهلوی طی شانزده سال سلطنت درگیر تکوین دولت

 مدرن در ایران بود. در این هنگامه‌ بود که آلمان به رهبری

 آدولف هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد. خدمات رضا شاه

پهلوی به ایران و ایرانیان را نمی توان به طور کامل در اینجا

درج کرد ، تنها اشاره کوچکی به خدمات آن بزرگمرد کافی است

تا همه پی ببرند که ایران امروز بدون رضا شاه هیچ بود .

سرکوب غائله جنگل و خراسان و تحکیم قدرت حکومت مرکزی

در آذر بایجان و مازندران

سرکوب یاغیان در سراسر ایران از جمله کاشان

تشکیل ارتش نوین ایران، متحدالشکل شدن جامه لشگرین و

 تصویب قانون نظام وظیفه در سال 1303

برچیدن حکومت دست نشانده شیخ خزعل در خوزستان و

 بازگرداندن این خطه به دامن میهن

احداث راه آهن سراسری با کمترین امکانات مالی و فنی

بنیانگزاری دادگستری به جای محاکم شرع ، الغای کاپیتولاسیون

 و سپردن محاکم به قضات حقوقدان ایرانی

تأسیس بانک ملی ایران و کوتاه کردن دست بانکهای انگلیس

از دارائیهای دولت

بنیانگزاری نیروی دریائی

بنیانگزاری نیروی هوائی با خرید چند هواپیمای یونکرس از آلمان

الغای امتیاز نشر اسکناس توسط بانکهای خارجی و اختصاص

 آن به بانک ملی

تاسیس موزه جواهرات ملی ایران

تدوین تعرفه گمرکی و واریز در آمدهای آن به حساب دولت

الغای امتیازنفتی دارسی و عقد قرارداد جدید بر اساس منافع

ایران با شرکت نفت ایران و انگلیس

کارگذاردن نخستین سنگ بنای دانشگاه تهران در

 سال 1312 و راه اندازی آن یکسال پس از این تاریخ

تأسیس بانک کشاورزی

تدوین و اجرای قانون معروف به کشف حجاب و تغییر البسه مردان

رضا

لللل 

تاسیس و راه اندازی کارخانجات دخانیات ایران

تأسیس بانک رهنی برای گسترش خانه سازی در کشور

اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون

جدید به اروپا

ساختن راه ارتباطی با شمال ایران و بنای تاسیساتی چون پل

 ورسک و تونل کندوان در دل کوهها

 

                     مير زاده ی عشقی

ميرزاده ی عشقی

هر چند شعرهای شاعران اواخر قاجار و اوایل پهلوی با سیاست آمیخته بود ولی

 کمتر کسی مثل میرزاده عشقی پیدا می شد که اینگونه بی پروا به سران مملکت بتازد.

 هر چند که همین شعرها و نوشته هایش باعث قتلش شد ولی نام میرزاده عشقی که

 در سن ۳۱ سالگی برای آزادی به قتل رسید در ذهن مردم باقی خواهد ماند.
 
بعد از اين بر وطن و بوم و برش بايد ريد
                                                

                                                       به چنين مجلس و بر کر و فرش بايد ريد

در حقيقت در عدل، ار در اين بام و درست
                                                

                                                      به چنين عدل و به ديوار و درش بايد ريد

آن که بگرفته از او تا کمر ايران گه
                                               

                                                        به مکافات، الا تا کمرش بايد ريد

پدر ملت ايران، اگر اين بي پدر است
                                              

                                                       به چنين ملت و گور پدرش بايد ريد

به مدرس نتوان کرد جسارت اما
                                           

                                                       آنقدر هست که بر ريش خرش بايد ريد

اين حرارت که به خود احمد آذر دارد
                                                

                                                       تا که خاموش شود بر شررش بايد ريد

شفق سرخ نوشت آصف کرماني مرد
                                              

                                                      غفر اله کنون بر اثرش بايد ريد

آن دهستاني تحميلي بي مدرک و لر
                                              

                                                      بهر اين ملک، به نفع و ضررش بايد ريد

گر ندارد ضرر و نفع مشيرالدوله
                                                

                                                      از نوک پاش الي فرق سرش بايد ريد

گر رود موتمن الملک به مجلس گاهي
                                               

                                                      احتراماْ به سر رهگذرش بايد ريد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 2:10  توسط کمرپشتی  |